پای در راه،چشم به افق فارسی 1405
Pāy dar rāh, chishm bih ufuq
16٫50 $
اشتراکگذاری
Wishlist
با امیدی گرم و شادی بخش
با نگاهی مست و رویایی
دخترک افسانه می خواند
نیمه شب در کنج تنهایی
بی گمان روزی ز راهی دور
می رسد شهزاده ای مغرور
می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر
ضربه شم ستور باد پیمایش
می درخشد شعله خورشید
بر فراز تاج زیبایش
تار و پود جامه اش از زیر
سینه اش پنهان به زیر رشته هایی از در و گوهر
می کشاند هر زمان همراه خود سویی
باد ... پرهای کلاهش را
با بر آن پیشانی روشن
حلقه موی سپاهش را
more
more

