الخميس - 1448 7 ربيع الأول
{"Id":0,"Name":null,"Mobile":null,"Email":null,"Token":null,"Type":0,"ReferencerId":null,"VatConfirm":false,"PublicToken":null,"Culture":"ar-sa","Currency":"usd","CurrencySign":"$","CountryIsoCode":"us","ProfileIsoCode":null,"HasSubset":false,"Discount":0.0,"IsProfileComplete":false,"HasCredit":false,"LastActivity":"0001-01-01T00:00:00"}
login
تسجيل الدخول
shopping cart 0
السلة

السلة

المجموع
0  
ContinuetoCheckout

Menu

  • Khāṭirāt-i Kūrā Perl
  • Khāṭirāt-i Kūrā Perl
معلومات المنتج
العنوان الأصلي: The Mémoires de Cora Pearl
 ISBN رقم: 9782366125610
المحرر: Shahrām Kiyānī
الناشر: Naakoja
الفئة العمرية: البالغون
الصفحات: 174
الوزن: 160 g
أبعاد المنتج: 14 x 21 x 1٫3 cm
غلاف الكتاب: غلاف ورقی
Diaspora
Subjects:

خاطرات کورا پرل الفارسية 1448

Khāṭirāt-i Kūrā Perl

المؤلف: Cora Pearl
التقييم:
19٫22 $
موجود - 1 إلی 2 یوم
قائمة الأمنيات
Wishlist
معلومات المنتج
العنوان الأصلي: The Mémoires de Cora Pearl
 ISBN رقم: 9782366125610
المحرر: Shahrām Kiyānī
الناشر: Naakoja
الفئة العمرية: البالغون
الصفحات: 174
الوزن: 160 g
أبعاد المنتج: 14 x 21 x 1٫3 cm
غلاف الكتاب: غلاف ورقی
Diaspora

The Mémoires de Cora Pearl is the autobiography of the famous 19th-century English courtesan who became a glittering icon of the Parisian demimonde during the Second French Empire. Published in 1886 shortly after her death, the book details her scandalous lifestyle, lavish spending, and intimate relationships with Europe's wealthy elite.

more

تصحیح و ترجمهٔ خاطرات کورا پرل از چند جهت حایز اهمیت است. هم خواننده را با پاریس قرن نوزدهم آشنا می‌کند هم با سنت ترجمه در زمان قاجار و هم با شیوه‌ای از نوشتن که در فارسی کمتر نمونه دارد: خودزندگی‌نامه، آن‌هم از زبان تندوتیز زنی اغواگر که می‌تواند هر شخصیت مهمی را به‌دنبال خود کشاند. او در این کتاب خاطرات شخصی خویش و رفتار زنان و مردان پاریس و نامه‌های دلباختگانش را به‌اختصار و رک‌وراست گرد آورده و نام پرل (به‌معنای مروارید) را برای خود برگزیده است، مرواریدی که سر خاموش شدن ندارد، حتی آن هنگام که در سراشیب جوانی‌ست:

روزی رفتم و به در خانه‌اش کوبیدم. گفتم: «عصر بخیر، کورا!» او بازوانش را به دور گردنم انداخت؛ از دیدن دوباره‌ی دوست روزهای خوشش بسیار شادمان شد. گفت: «بله، کورا هستم. اما کورای بدون مروارید.» من بی‌آنکه قلباً به حرفم باور داشته باشم جواب دادم: «تو هنوز هم زیبایی!» او گفت: «نه، نیستم. نگاه کن، گونه‌هایم از اشک شیار افتاده است. این را در روزنامه‌ها ننویس: پاریس زنانی را که گریه می‌کنند دوست ندارد.»

more