علف افراسیاب الفارسية 1446
ʿAlāf-i Afrāsiyāb
A collection of poetry
علف افراسیاب مجموعهایست که در آن شعر دیگر نقش مرهم یا تزیین ندارد؛ بلکه خود، زخم است. زخم زبان، زخم تاریخ، زخم سرزمین، و زخم حافظه. فرخمنش در این اثر، شعر را به سنگری بدل میکند که از آنجا نه گلولهای شلیک میشود، بلکه واژههایی شلیک میشوند که میخواهند بیعدالتی، سکوت، و فراموشی را منفجر کنند. این شعر، تسلیم زیباییشناسی مرسوم نیست؛ برعکس، زیبایی را از دل انزجار، تلخی، و خون میسازد. او در این مجموعه، تنها به ثبت زخمها بسنده نمیکند، بلکه نقش آنها را در بافت تاریخی و اجتماعی زمانه برملا میسازد. با زبانی سیال، خشمگین، پرشکاف، و در عین حال پرظرافت، علف افراسیاب مرزهای شعر کلاسیک، شعر سیاسی، و حتی شعر مقاومت را درمینوردد. شاعر همزمان که به اسطوره، زن، خاک، و واژه ارجاع میدهد، آنها را نیز از نو معنا میکند؛ گاه با شفقت، گاه با طعنه، و گاه با چاقوی زبان. او حتی خود زبان را هم بینصیب نمیگذارد: روشنفکران را نقد میکند، «تربیتشدگان واژه» را به ابتذال میخواند، و نهایتاً خود را هم شریک جرم میداند. در این معنا، علف افراسیاب نه فقط شعر، که نوعی شهادت است؛ شهادت واژهای در جهانی بیواژه.

